لعنت به همه چی
کی این زندگی نکبتی تموم
میشه
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
(یه مدت نمیتونم بیام به وبم سر بزنم )
من فکر میکردم
تیرگی شب لبخندت را نخواهد پوشاند
من گفتم
از تو رنگی ، علامتی ، یادگاری ، نشانی ، خواهد ماند...
میدانم
سرد شده ای
مثل آن روز که آتش گرفته بودی
شاید دیگر به دیدنت نیایم
کت کهنه و زشت بیشتر گرمم میکند !!!


دلم هوای باران کرده.....آسمان ابری....بوی خاک خیس خورده.....اما....رنگین کمان نمی خواهم!......می خواهم باران ببارد....تا ابد.....می خواهم ببارد .....و من زیر نوازش قطرات پر مهرش بنالم....می خواهم باران چشمانم را در باران آسمان غمزده گم کنم.....نمی خواهم بخندد.....بخندند! می خواهم در پناه غرش آسمان فریاد بزنم....شاید که خدا فریاد دل دل بی کسیم را بشنود!........می خواهم فریاد بزنم....خدای من!....مونس تنهاییهایم.....همدل خستگی های بی پایانم...... خسته ام!.....خیلی خسته!.......از این مجازات بی انتهای آدم خسته ام.....از این دنیا....از گهواره ی دلهای فراموش شده......چشمان یخزده.......احساس های مرده!!!.....نه دلم هوای سیب سرخ حوا کرده.....نه گریه های بی قراری مجنون.......نه شیرینم نه فرهاد!....بنده ای گمشده در دغدقه های دنیای مردگانم!.....دلم در هیاهوی سرب و دود و آهن....بی قرار آرامشی بی پایان است.....می خواهم در آغوش پرمهرت اشکهای تنهاییم را گلایه کنم.....می خواهم نوازش محبتت قلب پر از تشویشم را آرامش بخشد........می دانم.......می دانم مرا لایق لطف بی انتهایت نمی دانی ........اما.........جز تو چه کسی بی قراریهایم را می خواهد؟؟؟.........من تو رادارم.....تنها تو.......تن حقیرم دیگر تاب تازیانه باران را هم ندارد.......نگذار در این تندباد وحشت بشکنم.......در این سرمای ویرانگر......... رهایم می کنی؟؟؟؟؟؟؟؟
نفس هایت که تند میشود
دستانت که میلرزد
وقتی که مثل سرو
قد میکشیدوزاریه کجم میافتد که باید
مثل مسیح به
صلیب تنت تن دهم
هوا دارد رو به سمت تاریکی میرود
شمعی روشن
و
دفترم را ولو میکنم
روی تنهایی !
شمع دارد قاپ پروانه را میدزدد!
...
داستان شروع میشود :
once upon a time ...
بوی عشق سوخته
تنهایی ام را پر میکند ...!
چقدر بده بدون اینکه بخوای بدون اینکه ازت نظری بپرسن با کله میندازنت تو این دنیا ی لعنتی
البته شاید بتونی مثلا بند نافتو بگیری داد بزنی
:
you can't
اون وقت به زور یقتو میگیره و میکشت بیرون تا ...![]()
تا هوای این دنیا رو تنقس میکنی
ooooooffffffff
when you want say to doctor
go to hell ass'hole
اما کاری از دستت بر نمیاد
بزرگ میشی
اون وقته که بین فامیل و درو همسایه ول وله میافته
دختر به این خوبی و خوشگلی حیفه که از دستمون بره ![]()
but
i don't know think so!!!
ومیگن :
این انتخاب خودته
یه نگاه به دستت میکنی میبینی یه حلقه طلا جا خوش کرده رو انگشتت . به خودت میای میبینی شبا داری کنارش میخوابی
اونم تو اتاق خودت اتاقی که توش هزار تا خاطره از مجردیت داری
به خودم اومدم و گفتم دیگه این کاریه که شده بذار به این زندگی عادت کنم
شاید اینم سرنوشت من بوده سه چهار ماه اول بهتر از ما رو زمین نبود اما...![]()
اختلافا اون موقع خودشونو نشون دادن![]()
![]()
همونایی که به زور آوردنت بزرگت کردن شوهرت دادن میگن:![]()
اشکال نداره فقط شما که اختلاف ندارید حالا اگه به تفاهم نمیرسید میریم دادگاه تمومش میکنیم .![]()
تو ذهنت هزار تا فکر میاد به خودت میای و تو دلت میگی:
!!!!!
دادگاه !!؟؟؟؟
طلاق؟؟؟!
اما من...
من که دیگه دختر....
اما فایده نداره دنیا واست تیره میشه چاره ای جز از بین بردن خودت نداری ![]()
پیش خودت میگی بمیرم بهتر از اینه که یه عمر بی آبرو زندگی کنم ![]()
اما نشد!!!
بازم این دنیای لعنتی یقمو چسبیده و ولم نمیکنه![]()
....
now
به قول مجید
حتی دیگه خدامونم به دادمون نمیرسه ![]()
دیگه حوصله نوشتن ندارم
نمیدونم چرا دارم اینارو مینویسم اشکالی نداره
but
it's not end
sametimes sky is different
فقط مینویسم
میخواهد غروب جمعه باشد
گاهی بی آنکه بخواهم مینویسم
and it's so beautiful
i look at sky
i writing yet that sky is in the blue
and want crying
in the rain
it maks no difference
i take deep breath
...............
معذرت میخوام
نمیدونم چطور همش به زبان بیگانه سخن گفتم![]()
![]()
فقط مینویسم چه بارن بیاید چه یه روز افتابی معمولی
و بهترینتونه بد ببینید و مجبور به پخ پخ کردن خودتون بشید
بعضی وقتا فکر میکنم یعنی میشه آدم اونقدر بد شانس باشه که حتی شانس خودکشی رو هم نداشته باشه !!!!!!!! اه اه اه بدم اومد![]()
آخه چرا بعضیا فکر میکنن وقتی خرشون از رو پل که بگذره میتونن همه کار بکنن ؟؟؟؟
maybe they're stupit
but that 's none of my business
i jaut want ....
من فقط میخوام
خودم باشم همین
just myself
but
من این حق و ندارم
this is my title
you know ????
no!!!!!
you don't know
you don't know any thing
تو نمیخوای بدونی سعی نمیکنی بدونی خودخواهی یه خودخواه ، به معنی کامل کلمه خودخواه ،خودخواهی
my dear
what the hell are you doing????
sometimes you scared me from your daydream
i want throw up on you
that's it
خوب دیگه کاریش نمیشه کرد
take care
bye


یک نفر میپرسد
که چرا شیشه شکست؟
مادرم میگوید :
شاید این رفع بلاست
یک نفر زمزمه کرد
باد سرد وحشی
مثل یک کودک شیطان آمد
شیشه ی پنجره را زود شکست
کاش امشب که دلم
مثل آن شیشه ی مغرور شکست
عابری خنده کنان می آمد
تکه ای از آن را بر می داشت
مرهمی بر دل تنگم می شد
اما امشب دیدم
هیچ کسی هیچ نگفت
قصه ام را نشنید
از خودم می پرسم
آیا ارزش قلب من
از شیشه ی پنجره ام کمتر است ؟
من از خود دست کشیده ام
من به تو تعلق دارم
مرا در آغوش بگیر
من به تو تعلق دارم
گناهش به گردن من
من می خواهم به نهایت آرزویم برسم
من می دانم که این کار حرام است
من از خود دست کشیده ام
گناهش به گردن من
خدا بخشنده است ...
دیروز حرفهایمان چه زیبا بود و کودکیمان چه دلپذیر !
ما ، در یک میهمانیه کودکانه ، عروسکهایمان را مهمان کوچه های مادر بزرگ کردیم
و دیروز حرفهایمان ترانه بود ، و خنده و قلبهایمان سبز و آبی
دیروز چقدر به عشق نزدیک بودیم ....
در نهان به آنانی دل میبندیم که دوستمان ندارند ![]()
و در آشکارا از انانی که دوستمان دارند غافلیم![]()
شاید این است دلیل تنها ماندن ما !!!

تو با عشق، طلای خالص میشوی
عشق از من دیه میگیرد
اما تو ...
بیمه شخص ثالث میشوی!
بی وفا بود ...
بی وفا بود که رفت
،راحت و آرام ازمقابل شقایق ها گذشت ، آنقدر بی خیال که گویی هرگز برایش درد و رنج بابونه ها مهم نبود ، بیرحم و سنگدل چشمهای گریان را نادیده گرفت ،او با تمام هستی اش رفت غافل از قلب هایی که به خاطرش شکسته بودن
د . گویی التماس هیچ دستی برایش مهم نبوده ،انگار پاییز را نمی دید که بی صبرانه منتظر بود پا روی جای پایش بگذارد ،او رفت و گفت که منتظرش بمانم و من همچنان تا ابد
همین جا همراه تمام اشکهایم کنار پلکان شک و تردید در انتظارش خواهم ماند ، اما همیشه حس غریبی به من می گوید
که او اگر می خواست برگردد ،هرگز نمی رفت...
..


