تبليغاتX
.::off girl 2009::.

.::off girl 2009::.

اصلا حال و هوای خوبی نیست ...

از سمت انتظار می آیی .

مینشینی رو به روی ناباوری دهان نیمه بازم !

با همان لباس بنفش یاسی رنگت

که

من خیلی دوست دارمش

و خیلی به تو می اید !

سلام میکنی .

بلند جواب میدهم !

جوابم گم میشود

در

عربده خنده رهگذرها !

می ترسم !

در خیابانی نشسته ام

که ...

به خدا تو آمدی چند لحظه پیش

با همان لباس ...

به خدا تو امده بودی !

عربده خنده ، به توان بی نهایت میرسد !

+ نوشته شده در  ساعت 17:59  توسط شقایق 

برام مهم نیست که وبمو بپرونی یا نه چون هیچ چیزی موندنی نیست

اما برات آرزوی موفقیت میکنم کرم عزیز

+ نوشته شده در  ساعت 15:18  توسط شقایق  | 

...

نوازشم کن

نترس

تنهایی واگیر ندارد

...

+ نوشته شده در  ساعت 0:13  توسط شقایق  | 

           

     غم ندارم که تو باور نکنی زخم تمنای مرا

                                          ذهن گلهای شقایق همه

                                                            از خاطره ی برف تهی است...

                                                 ****

 

I write this text fo you , rubbish

Finally I leave my life in your hands asshole

I hate you frome the bottem of my heart

I’m not afraid of  losing you actually I really want that

I just wanna that you GET LOST

You know ? there is something that I think you should know that I can’t forgive you

Don’t tell me you’re sorry cause you’re not

you ‘re just a big ass that thinking you can take me of myself

But I felt sorry for you

You maybe forget something , I’m here to remind you that, every thing is over

Every night I’m in tears for my self that one day I loved you and I gave myself to you  pooofff….love!!!....this word is funny & stupid about you

How dare you to see me again ?? shame on you…

For ever and ever I hate you moron!!

You’re a perfect ass

But I wanna know

What the hell is wrong with you ??? I gave you too much !

You’ll regret …I know you will,…

I take no interest in you

 long story short .

fuck you damn…

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 2:52  توسط شقایق  | 

وقتی که روزگار انگشت وسطش را به من نشان میدهد ...

+ نوشته شده در  ساعت 2:29  توسط شقایق 

نفس هایت که تند میشود

دستانت که میلرزد

وقتی که مثل سرو قد میکشی

دوزاریه کجم میافتد که باید

مثل مسیح به صلیب تنت تن دهم

+ نوشته شده در  ساعت 8:50  توسط شقایق 

...؟

هوا دارد رو به سمت تاریکی میرود

شمعی روشن

و

دفترم را ولو میکنم

روی تنهایی !

شمع دارد قاپ پروانه را میدزدد!

...

داستان شروع میشود :

once upon a time ...

بوی عشق سوخته

تنهایی ام را پر میکند ...!

+ نوشته شده در  ساعت 1:51  توسط شقایق 

سهراب

شیشه ای میشکند

یک نفر میپرسد

که چرا شیشه شکست؟

مادرم میگوید :

شاید این رفع بلاست

یک نفر زمزمه کرد

باد سرد وحشی

مثل یک کودک شیطان آمد

شیشه ی پنجره را زود شکست

کاش امشب که دلم

مثل آن شیشه ی مغرور شکست

عابری خنده کنان می آمد

تکه ای از آن را بر می داشت

مرهمی بر دل تنگم می شد

اما امشب دیدم

هیچ کسی هیچ نگفت

قصه ام را نشنید

از خودم می پرسم

آیا ارزش قلب من

از شیشه ی پنجره ام کمتر است ؟

+ نوشته شده در  ساعت 0:27  توسط شقایق 

خدا بخشنده است ...

دیگر خوابم نمی برد

               من از خود دست کشیده ام

    من به تو تعلق دارم

    مرا در آغوش بگیر

من به تو تعلق دارم

               گناهش به گردن من

من می خواهم به نهایت آرزویم برسم

       من می دانم که این کار حرام است

من از خود دست کشیده ام

               گناهش به گردن من

                               خدا بخشنده است ...

+ نوشته شده در  ساعت 22:6  توسط شقایق 

!

 

دیروز حرفهایمان چه زیبا بود و کودکیمان چه دلپذیر !

ما ، در یک میهمانیه کودکانه ، عروسکهایمان را مهمان کوچه های مادر بزرگ کردیم

و دیروز حرفهایمان ترانه بود ، و خنده و قلبهایمان سبز و آبی

دیروز چقدر به عشق نزدیک بودیم ....

+ نوشته شده در  ساعت 14:40  توسط شقایق 

دلیل تنها ماندن ما ...

 

در نهان به آنانی دل میبندیم که دوستمان ندارند تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

و در آشکارا از انانی که دوستمان دارند غافلیمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

شاید این است دلیل تنها ماندن ما !!!تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

+ نوشته شده در  ساعت 14:34  توسط شقایق 

؟

من با عشق پودر میشوم ، زنگ می زنم

تو با عشق، طلای خالص میشوی

عشق از من دیه میگیرد

اما تو ...

بیمه شخص ثالث میشوی!

تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

+ نوشته شده در  ساعت 10:33  توسط شقایق 

حس عاشقی ...

شاید حس عاشقی اونقدر ها هم قشنگ نباشه تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comوقتی عشقت توی تلخی روز مرگی ها گم بشه و تو برای دیدن دریا مواج نگاهش مجبور بشی توی خلوت رویاها پرسه بزنیتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com در حالی که قصر رویاهات خالی از طنین صدای نازنین هاستتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

+ نوشته شده در  ساعت 13:31  توسط شقایق 

...!

     وقتی حتی تو برام غریبه ای

سر رو شونه های بارون می ذارم

                 تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

+ نوشته شده در  ساعت 19:25  توسط شقایق 

بی وفا بود که رفت

بی وفا بود ...

بی وفا بود که رفتتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com ،راحت و آرام ازمقابل شقایق ها گذشت ، آنقدر بی خیال که گویی هرگز برایش درد و رنج بابونه ها مهم نبود ، بیرحم و سنگدل چشمهای گریان را نادیده گرفت ،او با تمام هستی اش رفت غافل از قلب هایی که به خاطرش شکسته بودنتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comد . گویی التماس هیچ دستی برایش مهم نبوده ،انگار پاییز را نمی دید که بی صبرانه منتظر بود پا روی جای پایش بگذارد ،او رفت و گفت که منتظرش بمانم و من همچنان تا ابدتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com همین جا همراه تمام اشکهایم کنار پلکان شک و تردید در انتظارش خواهم ماند ، اما همیشه حس غریبی به من می گوید

   که او اگر می خواست برگردد ،هرگز نمی رفت...تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

..

+ نوشته شده در  ساعت 19:19  توسط شقایق